ارميناارمينا، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 23 روز سن داره

دخترم قند عسل مامان وبابا

بدون عنوان

سلام قتد عسل مامان دخمل گلم امروز هشت ماهه شده .عزيزم تولد هشت ماهگيت مبارك   قند عسل مامان تازگيا دست زدنو ياد گرفته ميتونه كلماتي مث  دد  و بابا رو هم بگه .الهي قربونش برم .بستني و موز خيلي دوست داره ولي هر غذايي رو هم كه بهش بدي با اشتها ميخوره .تنها ايرادش اينه كه وقتي ميريم مهموني احساس غريبي ميكنه و همش ميخواد بغل ماماني باشه   ...
18 تير 1392

بدون عنوان

گفته بودی که چرا محو تماشای منی آنچنان محو که یکدم مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی   ...
4 تير 1392

تولد هفت ماهگي

سلام دختر نازم تولدت هفت ماهگيت مبارك ني ني خوشگل ما ديگه چون مامانش ميره سر كار صبحا ميره خونه مامان جونش .غذاشم خوب ميخوره .يه كمي هم شيطون شده .اما از رورووكش كمي ميترسه و هنوز ياد نگرفته خوب باهاش جلو بره داداشي هم كه تازه شروع كرده و ميره كلاس تكواندو امروز كمربند زرد گرفته  ايشالا المپيك                قند عسل مامان يه دو روزي ميشه كه دست زدنو ياد گرفته .قربونش برم من   ...
18 خرداد 1392

بدون عنوان

سلام دختر گلم روزا چقدر سريع ميگذرن  چقدر زود شش ماهت شد .ماماني الان ديگه رفته سر كار و مجبوره صبح تا ظهر ني ني نازشو نبينه خيلي دلم ميخواست هميشه پيشت بمونم ولي افسوس كه امكان نداره .قند عسلم تا ظهر از در ميام داخل، كلي برام ذوق ميكنه و ميخواد بغلش كنم .امروز دو روزه كه صبح زود بيدارت ميكنم و چقدر عذاب وجدان دارم اما دختر نازم اين روزا هم ميگذرن . اميدوارم وقتي بزرگ شدي يه دوست خوب واسه هم باشيم تا ناملايمات روزگار نتونه تو رو نااميدت بكنه ملوسكم ...
8 خرداد 1392

نشستن ني ني

سلام دختر گلم . اين روزا خيلي شيطون شدي و از هر چيز كه توي اتاق ميبيني مي خواي بالا بري اما چون نمي توني يهو مي خوري زمين و گريت در مياد .چهار دست وپا هم كه ميري دوست داري خودت بشيني اما يكدفه دمر  ميشي خلاصه كارات خيلي بامزه شده وقتي يه لباس يا پتويي رو هم روي زمين بزارم عين يه گربه ملوس اونو دور خودت مي پيچي و باهاش بازي مي كني   دخترم دردانه ی زیبایم عزیز تر از جانم پاره ی تنم دوستت دارم ...  صدای دلنوازت را نگاههای معصومانه ات را شیطنت های کودکانه ات را اشک های بی کینه ات را دل پاک و مهربانت را   همه را دوست دارم ...
2 خرداد 1392

تولد شش ماهگي

دخمل گلم تولد نيم سالگيت مبارك امروز صبح واكسن شش ماهگيتو زدي خيلي گريه نكردي منم قبل از اينكه ببرمت خانه بهداشت بهت قطره استامينوفن دادم تا تب نكني وزنت 7600 قد 5/65 دور سر 5/42 بعدش كه اومديم خونه حوله سرد گذاشتم روي جاي واكسنت يكم گريه كردي بعد هم شيرتو خوردي و لا لا پرنسس من الان ديگه شيطنتاش شروع شده ديگه ميتوني اين ور و اون ور اتاق گشتي بزنه و با اسباب بازياش بازي كنه اما يكسره دستش توي دهنشه وقتي يه غريبه رو ميبينه ميزنه زير گريه اما زود هم خودموني ميشه ...
18 ارديبهشت 1392

نی نی چهار دست و پا رفت

سلام دوستاي گلم ني ني ما بعد از كلي سينه خيز رفتن در آخر پنج ماهگيش ياد گرفته تقريبا چهار دست و پا بره ديگه نميشه تنهاش بزاري و بايد دورو ورش كلا چيز خطر ناكي نباشه چون ميره اونو مستقيم ميبره توي دهنش. چند روز پيش هم بليط داداشي رو پاره كرد واسه همين پسركم كلي گريه كرد منم بهش گفتم پسر گلم تازه اولشه كجايي ببيني كتابات پاره شدن                                           ...
12 ارديبهشت 1392

روز مادر

      وقتی دیدگانم را به دنیای هستی گشودم   تنها گل عشقی که در مقابل چشمانم دیدم تو بودی مادرم و در همان لحظه که شیره وجودت را مکیدم مهر ازلی و ابدیت در وجودم ریشه دوانید و در همان لحظه به تو دل بستم و تا آخرین لحظه عمرم می پرستمت دوستت دارممممم تنها فرشته زندگیم.       ...
11 ارديبهشت 1392